قرآن و اقتصاد

امور اقتصادى بخش مهمى از زندگى انسان را به خود اختصاص داده اند. جهت دهى و سامان بخشى اقتصاد از اين قضيه مستثنى نيست. بنابراين، براى يافتن اصول و خطوط كلى در مسائل اقتصادى نيز بايد به آنچه خالق انسان و زندگى نازل كرده است، مراجعه نمود، حيات طيّبه اى را كه او معرفى كرده، شناسايى و مسيرهاى منتهى به آن را از طريق وحى كشف نمود و به وسيله تفقّه و تعقّل و راه كارهاى لازم آن را به كار بست.

از آیات قرآن كريم نتیجه گیری می شود كه دست يابى به زندگى شايسته و سالم در گرو بهره گيرى از معارف آسمانى و تفكّر و تعقّل است و بايد خطوط كلى، اصول و شاهراه هاى هدايت را از وحى گرفت و در چارچوب آن ها و با كمك قواى ادراكى، اندوخته هاى تجربى را افزايش داد و از اين طريق، ابهامات و مشكلات فراروى بشر در زندگى را برطرف كرد.

تفقّه در احكام اقتصادى

در آيات متعددى خاطرنشان شده است كه رهاوردهاى وحى انسان را به حقايق هستى واقف و راه هاى نيل به سعادت و فلاح را به او مى نمايانند، مسير را براى او روشن ساخته، او را هدايت مى كنند:

ـ «و نزّلنا عليكَ الكتابَ تبياناً لِكلِّ شىء و هدىً و رحمةً و بُشرى للمسلمين» (نحل: 89): و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است.

ـ «قد جاءَكم مِنَ اللّهِ نورٌ و كتابٌ مبينٌ يهدى به اللّهُ مَن اتّبع رضوانَه سُبُلَ السَّلام و يُخرجهم من الظلمات الى النورِ باِذنه و يهديهِم الى صراط مستقيم» (مائده: 15ـ 16): از سوى خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پى روى كنند، به راه هاى سلامت، هدايت مى كند و به فرمان خود، از تاريكى ها به سوى روشنايى مى برد و آن ها را به سوى راه راست رهبرى مى نمايد .

قرآن كريم با صراحت، دعوت خود را دعوت به سوى احيا (زنده كردن) اعلام مى كند:

«يا ايُّها الّذين آمَنوا استجيبوا للِّهِ و للرّسول اذا دعاكم لما يحييكم» (انفال: 26): اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد، هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مى بخشد. علاوه بر آيات مزبور كه بر هدايت انسان به صورت كلى تأكيد دارند، در آيات بسيارى نيز رهنمودهاى جزئی و مشخص در مسائل گوناگون اقتصادى وجود دارند:

ـ «اَحَلَّ اللّهُ البيعَ و حرَّم الرّبا» (بقره: 275): خدا بيع را حلال كرده است و ربا را حرام.

ـ «اوفوا بالعقود» (مائده: 1): به پيمان ها (و قراردادها) وفا كنيد.

ـ «يا ايُّها الّذين آمنوا لا تأكلوا اموالكم بينَكم بالباطل الاّ ان تكونَ تجارةً عن تراض منكم.» (نساء: 29): اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد، مگر اين كه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

ـ «اوفوا الكيلَ اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلكَ خيرٌ و احسنُ تأويلا» (اسراء: 35): و هنگامى كه پيمانه مى كنيد، حق پيمانه را ادا نماييد و با ترازوى درست وزن كنيد. اين براى شما بهتر و عاقبتش نيكوتر است.

ـ «و اعلموا انَّما غنمتم من شىء فاَنَّ للّهِ خُمُسه و للرسول و لذىِ القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل» (انفال: 41): هرگونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است.

ـ «ولو انَّ اهلَ القرى آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماءِ و الارض» (اعراف: 96): و اگر اهل شهرها و آبادى ها ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند، بركات آسمان و زمين را بر آن ها مى گشوديم.

از سوى ديگر، قرآن كريم بر فهم دقيق و عميق معارف وحيانى با عنوان «تفقّه در دين» تأكيد كرده است:

«فلولا نفر من كلِّ فرقة منهم طائفةٌ ليتفقّهوا فى الدّينِ و ليُنذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلّهم يحذرون» (توبه: 122): چرا از هر گروهى از آنان (مؤمنان)، طايفه اى كوچ نمى كند (و طايفه اى در مدينه بماند) تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و هنگام بازگشت به سوى قوم خود، آن ها را بيم دهند؟ شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.

در تفسير اين آيه كريمه، آمده است: «مراد از تفقّه، تفهّم جميع معارف دينى از اصول و فروع است.»1 بر اين اساس، اهتمام به تفقّه در دين، از جمله در قلمرو احكام اقتصادى، لازم و ضرورت است.

تعقّل

در كنار تفقّه (دريافت معارف وحيانى)، تعقّل (وقوف بر دانش تجربى بشرى) نيز مورد عنايت ويژه قرآن كريم است. از منظر قرآنى، استفاده از «عقل جمعى» و مشورت با صاحب نظران براى تدبير امور اجتماعى يك اصل مهم در جامعه توحيدى است:

«وَاَمْرُهم شورى بينهم» (شورى: 38): و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آن هاست.

علّامه طباطبائى در تفسير اين آيه، يادآور شده اند كه از ويژگى هاى مؤمنان آن است كه ايشان اهل رشد و رسيدن به واقع هستند و براى دست يابى به نظر صحيح، اهتمام به مراجعه به عقول دارند.

همچنين آية اللّه جوادى آملى اظهار داشته اند كه در امورى كه از قبيل «امراللّه» نمى باشند و بلكه «امرالمسلمين» محسوب مى شوند (لزوماً) دستورالعمل خاصى از ناحيه شريعت نمى رسد، بلكه مسلمانان از راه مشورت با يكديگر و استفاده از حاصل تأمّلات و تعقّلات، به تدبير امور خود مى پردازند: مثلا، در مورد اين كه در چه جايى از كشور لازم است سد ساخته شود و اين كه نوع آن چگونه باشد (خاكى باشد يا غير آن) بايد از تجارب و نظرات افراد صاحب نظر استفاده كرد.

در قرآن كريم، علاوه بر طرح مسأله «شورا» به عنوان يكى از ويژگى هاى مؤمنان و اشاره به لزوم بهره گيرى از «تعقّل» براى تدبير امور (اقتصادى، سياسى و...)، در مواردى نيز تلويحاً كاربرد تجارب بشرى ياداورى شده است. در آيه 17 از سوره مباركه «رعد» در مقام مَثَل زدن براى حق و باطل و بقاى حق و زوال باطل، «كف آب» و «كف حاصل از ذوب فلزّات» را مطرح كرده، مى فرمايد:

«و ممّا يوقدن عليه فى النار ابتغاءَ حلية او متاع زَبَدٌ مثله...»: و از آنچه (در كوره ها) براى به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مى كنند نيز كف هايى مانند آن (كف آب) به وجود مى آيد.

اين آيه مباركه به اين مطلب اشعار دارد كه امثال عمليات ساخت كوره، ذوب فلزات و زدودن ناخالصى آن ها و به كارگيرى فلزات در امور زندگى، كه حاصل تجربه و تعقّل انسان هاست، يك روش جارى در جامعه اسلامى است و از همين قبيل است:

«واذكروا اذ جعلكم خلفاءَ مِن بعد عاد و بوّأكم فى الارض تتّخذون من سهولها قصوراً و تنحتونَ الجبال بيوتاً فاذكروا آلاءَ اللّهِ و لا تعثوا فى الارضِ مفسدين) (اعراف: 74): و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشت هايش، قصرها براى خود بنا مى كنيد و در كوه ها، براى خود خانه ها مى تراشيد. بنابراين، نعمت هاى خدا را متذكّر شويد و در زمين، به فساد نكوشيد.

در اين آيه مباركه نيز تصرّف در منابع طبيعى براى تدارك امور معيشتى، كه مستلزم به كارگيرى دانش و تجربه بشرى است (مانند ابداع ابزارها و شيوه هاى مناسب براى ساختمان سازى)، خاطرنشان شده، و اشعار دارد بر اين كه اين عمل، يك روش جارى در جامعه است.

مجموعه اين آيات ما را به اين مطلب رهنمون مى سازند كه در جامعه اسلامى، شيوه هاى عقلايى لازم براى بهره گيرى از امكانات و قابليّت هاى به وديعه نهاده شده در طبيعت از يك سو، و استفاده از عقل جمعى و تدبير عقلايى امور امّت اسلامى از سوى ديگر، در كنار تفقّه در دين و التزام عملى به معارف وحيانى، مورد پذيرش و تأكيد قرآن كريم است.

تجلّى توحيد در اقتصاد

از ديدگاه قرآن كريم، تمامى كاينات از جمله انسان، منابع، و ابزارهاى توليد مخلوق خداوند عليم و حكيم هستند. همچنين هرگونه فعاليتى از جمله فعاليت هاى توليدى و فرايند شكل گيرى آن نيز مخلوق خداوند مى باشد و مستقل از اراده او جلّ و على نمى تواند تحقق يابد. قرآن كريم اصرار دارد به انسان بياموزد و به اين نكته توجه دهد كه از عوامل زمينه ساز گرفته تا عوامل مباشر در توليد، همه مخلوق اويند:

ـ «هو الّذى يُرسلُ الرياحَ بُشراً بين يدى رحمته حتى اذا اقلّت سحاباً ثقالا سُقناه لبلد ميّت فانزلنا به الماءَ فاخرجنا بهِ مِن كلِّ الثمرات» (اعراف 57 ( او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مى فرستد تا ابرهاى سنگين بار را (بر دوش) كشند: (سپس) ما آن ها را به سوى زمين هاى مرده مى فرستيم و به وسيله آن ها، آب (حياتبخش) نازل مى كنيم و با آن، از هرگونه ميوه اى (از خاك تيره) بيرون مى آوريم.

ـ «و جَعلنا آية النهارِ مبصرةً لتبتغوا فضلا من ربّكم» (اسراء12 ): و نشانه روز را روشنى بخش ساختيم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگى برخيزيد.)

ـ «ربُّكم الّذى يُزجى لكم الفلكَ فى البحرِ لتبتغوا من فضله» (اسراء 66):( پروردگارتان كسى است كه كشتى را در دريا براى شما به حركت درمى آورد تا از نعمت او بهره مند شويد.

ـ «سَخرَّ لكم ما فى السموات و الارض جميعاً منه» (جاثيه 13): او آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمين است، همه را از سوى خود مسخّر شما ساخته.

ـ «هو الّذى جَعلَ لكم الارضَ ذلولا فامشوا فى مناكبها و كلوا من رزقه و اليه النشور» (ملك 15): او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه هاى آن راه برويد و از روزى هاى خداوند بخوريد: و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست.

ـ «اَفرأيتم ما تحرثونَ، ءاَنتم تَزرعونه ام نحن الزّارعون، لو نشاءُ لجعلناه حطاماً فظلتم تفكّهون» (واقعه 63ـ65): آيا هيچ درباره آنچه كشت مى كنيد، انديشيده ايد؟ آيا شما آن را مى رويانيد يا ما مى رويانيم؟ هرگاه بخواهيم آن را مبدّل به كاه درهم كوبيده مى كنيم كه تعجب كنيد.

ـ «واللّهُ خلقَكَم و ما تعملون» (صافات 96): و خداوند، هم شما را آفريد و هم آنچه را مى سازيد.

هرچند انسان با اراده خود كار مى كند، ولى اراده خداوند نيز به آن تعلّق گرفته است: او نمى تواند مستقل و بى نياز از خداوند متعال منشأ اثر باشد و بنابراين، فعاليت هاى او مستند به خداوند متعال هستند.

«توحيد» نه تنها در «توليد» تجلّى مى كند، كه قرآن كريم در «توزيع» نيز مى گويد:

«لهُ مقاليدُ السموات و الارضِ يبسط الرزق لِمَن يشاءُ و يقدُر، انّه بكلِّ شىء عليمٌ» (شورى12 ): كليدهاى آسمان ها و زمين از آن اوست. روزى را براى هر كه بخواهد گسترش مى دهد يا محدود مى سازد. او به همه چيز داناست.

بر اين اساس، تسهيم محصول ملّى بين افراد جامعه نيز نمى تواند مستقل از خواست الهى تحقق پذيرد.

موحّدان در عرصه فعاليت هاى اقتصادى همواره دستى غيبى احساس مى كنند كه هدايتگر فعاليت ها و رخدادهاى اقتصادى است: همانند آنچهآدام اسميت تحت عنوان «دست نامرئى» مطرح مى كرد، اما تفاوت بين اين دو بسيار است. بر اساس بينش توحيدى، مردم در سخت ترين شرايط اقتصادى، دچار يأس نمى شوند و در بهترين شرايط اقتصادى، از ياد خدا و اطاعت و عبوديت او غافل نمى گردند: زيرا مؤثر حقيقى را خداوند متعال مى دانند. در زمان ركود يا بحران، چشم اميد به رحمت واسعه او و گشايش در امور دارند و در هنگام رونق، احساس بى نيازى نكرده، طغيان نمى كنند: چرا كه اگر او نخواهد، فراوانى محصول دوام نخواهد يافت.

عمليات اقتصادى: مظهرى از عبوديت

از ديدگاه قرآن كريم، فعاليت هاى اقتصادى و مبادرت به بهره گيرى از مواهب طبيعى براى تأمين معاش، مى تواند يك عمل عبادى و مظهرى از عبوديت خداوند متعال باشد. در آيه 15 سوره «ملك» آمده است:

«هو الّذى جعل لكم الارضَ ذلولا فامشوا فى مناكبها و كلوا من رزقه و اليه النشور»: او كسى است كه زمين را رام كرد، بر شانه هاى آن راه برويد و از روزى هاى خداوند بخوريد و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست.

در اين آيه مباركه، پس از ياداورى نهايت رام بودن زمين و آمادگى كامل آن براى بهره دهى، ترغيب بليغ به بهره گيرى از آن شده است. به راستى، اگر تنها همين يك آيه براى ترغيب به پرداختن به طبيعت و استفاده از مواهب آن مى بود، بر انگيزنده اى قوى براى تلاش هاى اقتصادى به شمار مى آمد.

روشن است انسانى كه براساس اين آيه كريمه (و آيات ديگرى كه معنايى قريب به آن دارند) اقدام به فعاليت هاى اقتصادى مى كند، نه تنها خود را از زىّ عبوديت بيرون نمى بيند، بلكه خرسند است كه با امتثال امر الهى در حوزه فعاليت هاى اقتصادى، شأنى از شؤون عبوديت را عينيت بخشيده است. البته همان گونه كه خود قرآن كريم متذكر شده است، نبايد پرداختن به امور معيشتى به گونه اى باشد كه غفلت از ياد خداوند متعال را به همراه داشته باشد. همچنين نبايد از راه هاى باطل نيازهاى معيشتى خود را تأمين كرد و بايد مراقب بود تا رذيله بخل را از خود دور ساخت، و از پرداخت هاى مالى واجب و مستحب دريغ نورزيد.

اين نظر كه عمليات اقتصادى مى تواند مظهرى از عبوديت خداوند متعال باشد، موجب منزوى شدن افكار و افرادى است كه ايمان به خدا و تقيّد به ديانت را مانع فعاليت هاى اقتصادى و تحقق رفاه اجتماعى مى دانند. به راستى كه قرآن كريم هدايتگر سُبُل سلام است و اگر مردم به طور جامع به رهنمودهاى قرآنى عمل كنند، از برقرارى اقتصاد سالم و تحقق رشد اقتصادى همراه با عدالت، كرامت و نورانيت برخوردار خواهند شد: چرا كه آموزه هاى ملهم از قرآن كريم از يك سو، سبب پيدايش انگيزه مثبت براى تلاش هاى اقتصادى و از سوى ديگر، سبب مصونيت از آفات زيان بارى خواهد بود كه همواره در راه تحقق توليد و توزيع بهينه پيش روى جوامع هستند.

سوره 2. بقره (سنام القرآن - رکن قرآن ) جزء 1 آيه 16 صفحه 3

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : أُولئِکَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدينَ(16)

ترجمه آيه: آنانند که گمراهی را به راه راست خریدند، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند. (۱۶) مثل ایشان مانند کسی است که آتشی بیفروزد، و همین که روشن کند پیرامون او را، خدا روشنی آنان را ببرد و رها کند ایشان را در تاریکی‌ ای که هیچ نبینند. (۱۷)

تفسيرآيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی ):(اینها کسانی هستند که گمراهی را با هدایت خریده اند)،آنها هدایت رادرکنار خود داشتند و همراه آنها بود، اماهدایت را فرو گذاشتند و ضلالت را انتخاب کردند ،یعنی ضلالت را به بهای ایمان خریدند و همانا، هدایت راباضلالت معامله کرده اند، (فما ربحت تجارتهم ):(پس معامله آنان سودی نداشت )، یعنی معامله ایشان معامله خسارت باری است و نفعی ندارد ،چون هدایت را داده اند وضلالت را خریده اند،(و ماکانوا مهتدین ):(و ایشان هدایت شده نیستند) چون باتلاش بسیار به سوی ضلالت و گمراهی می تازند و ازهمه جوارح و اعضاءخود دراین طریق مددمی جویند.

سوره 2. بقره (سنام القرآن _ رکن قرآن) جزء 3 آيه 257 صفحه 47

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : الَّذينَ يَأْکُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ کَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ(275)

ترجمه آيه: کسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز (از حادثه آینده) بیمناک و (از امور گذشته) اندوهگین نخواهند گشت. (۲۷۴) آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان مخبّط و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود. (۲۷۵) خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بی‌ایمان گنه پیشه را دوست ندارد. (۲۷۶)

تفسيرآيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(الذین یاکلون الربوا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس) :( کسانی که ربا می خورند رفتار و کردارشان مانند شخص فریب خورده شیطان است)(خبط)به معنای کج و معوج راه رفتن است ، انسان معمولی به واسطه نیروی فطری خیر وشر را از هم تمیز می دهد و راه صحیح زندگی رامی پیماید ،اما انسانی که ممسوس شیطان شده و ربا خوار است قوه تمیز وتشخیص او مختل گردیده و بین زشت و زیبا و نافع و مضر و خیر وشر فرق نمی گذارد، وضع رباخوار عینا همینطور است ،چون او اقدام به دزدی از مال شخص مدیون می کند(یعنی چیزی را برای مدتی به دیگری می دهد و درعوض همان رابا مقداری زیادتر می گیرد)و مال خود را از قبل مال شخص بدهکارزیادتر میکند و به این وسیله او را نابود می سازد،پس ربا با توازن و تعادل اجتماعی تضاد دارد و همچنین بر خلاف فطرت انسانی است ،چون فطرت اقتضاء می کند انسان آنچه را مازاد براحتیاج خویش دارد به دیگران که نیازمندهستند ببخشد و یاباآنچه او به آن نیازمند است معاوضه کند نه اینکه افزونترش را از آن شخص بستاند،(ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربوا):(این به آن دلیل است که آنها می گویند خرید و فروش هم مثل ربا است )پس اصل معامله و داد وستد نزد آنان مختل شده است و لذا می گویند: خرید و فروش مثل ربا است و هیچ مزیتی بر ربا ندارد ،پس حجتی برای ترک کردن ربا وجود ندارد،(واحل الله البیع وحرم الربوا):(و خدا بیع را حلال نموده و ربا را حرام کرده است ) این جمله مستأنفه است و حالیه نیست و منظور آن اخبار است از حکمی که قبلا صادر شده نه انشاء حکم و زمینه چینی برای مطلبی که بعدا خواهدآمد،(فمن جاءه موعظه من ربه فانتهی فله ماسلف وامره الی الله ):(پس هرکس موعظه ای از جانب پروردگارش دریافت کند و از معصیت خدا دست بردارد،گناهی که قبلا کرده حکم گناه بعد از موعظه را ندارد و امر آن بدست خداست )این حکمی کلی است که ربا و غیر آن از گناهان کبیره شامل می شود و بطور کلی هر کس از نصایح و پند پروردگار متنبه شود و دست از گناه بردارد وتوبه کند،گناهان سابقش بخشوده گردد .در این مورد کسانی که قبل از حکم حرمت رباخواری آن را مرتکب شده اندگناهی متوجه آنها نیست و می توانند از اموالی که قبلا از راه ربا بدست آورده اندبهره مند شوند ،اما امر آنها با خداست ،یعنی اگر او بخواهد می تواند آنها را رهاکند ویا وظیفه و تکلیفی متوجه آنها نماید که کارهای سابق خود را جبران کنند،(ومن عاد فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون ):(و هرکس باز به گناه خودرجوع کند،چنین کسانی یاران آتشند و در آن جاودانه خواهند بود) (عود)معنایی است که با (عدم انتهاء)جمع می شود ،یعنی هر کس عمل زشت خود را ترک نکند و بر آن اصرار نماید و حکم خدا را نپذیرد،این کفر و ارتداد باطنی است ،اگر چه به زبان به کفر و ارتداد اقرار نکند،بنابر این چنین کسی از رستگاران نخواهد بود و همین امر موجب ورود و جاودانگی او در دوزخ است .

سوره 4. نساء ( زنان ) جزء 5 آيه 29 صفحه 83

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحيما(29)وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْليهِ ناراً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً(30)إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَيِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَريما(31)

ترجمه آيه: ای اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد که از روی رضا و رغبت کرده (و سودی برید)، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است. (۲۹)و هر کس از روی دشمنی و ستمگری چنین کند، پس او را به زودی در آتش دوزخ درآوریم، و این کار (انتقام کشیدن از ظالمان) برای خدا آسان است. (۳۰) (ای اهل ایمان) چنانکه از گناهان بزرگی که شما را از آن نهی کرده‌اند دوری گزینید، ما از گناهان دیگر شما درگذریم و شما را به مقامی نیکو برسانیم. (۳۱)

تفسير آيه: (29) )یا ایها الذین امنوا لاتاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید ،اموال خود را در بین خودبه باطل مخورید ،مگر آنکه تجارتی باشد با رضایت دو طرف )منظور از(اکل )دراینجا یعنی تصرف توأم با تسلط که سلطه دیگران را از آن مال قطع سازد و آن مال را تملک نماید و(بینکم )دلالت می کند بر تجمع مال در بین مردم و متداول بودن آن در بین آنها و (باطل )عملی است که غرض صحیح و عقلایی در آن نباشدو شامل تمام معاملات فاسده ،مثل ربا خواری و قمار و معاملات فریبی که طرف نمی داند چه می دهد و چه می ستاند، می شود، و اینها موجب انهدام و هلاکت ارکان جامعه است و(تجارت )به معنای تصرف در سرمایه به منظور تحصیل سودمی باشد و این قسم معامله که با طیب نفس ازجانب فروشنده و خریدار انجام می شود مبادله ای است که فطرت با آن موافقت دارد و به آن آرام می گیرد،(ولاتقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما):(و یکدیگر را به قتل نرسانید که خدای شما مهربان است )یعنی با خوردن مال به باطل ، باعث کشته شدن خودتان نشوید و مؤمنان در حکم یک فرد واحد فرض شده اند که آسیب رسیدن به یک جزء از آنها مانند آنست که همه مسلمانان ضرر ببینند و همچنین شامل نهی ازقتل نفس (انتحار) و قتل غیر نیز می گردد و چون خدا نسبت به شما مهربان است ، لذا آنچه را که شما را از آن نهی می کند به جهت رحمت اوست و اینکه شما را از خودکشی و دیگرکشی نهی می نماید، به جهت آنست که شمادر مهلکه قرار نگیرید.

(30)(ومن یفعل ذلک عدوانا و ظلما فسوف نصلیه نارا و کان ذلک علی الله یسیرا):(و هر کس از در تجاوز و ستم چنین کند به زودی او را در آتشی وصف ناپذیر وارد خواهیم کرد ،و این برای خدا آسان است )یعنی هر کس ازحدود الهی تجاوز کند بزودی او را به آتش جهنم خواهیم سوزاند و این برای خداوند امری آسان است ،یعنی اینکه خدا شما را از خوردن مال یکدیگر و ازقتل نفس نهی کرد ،به جهت لطف و رأفت نسبت به شماست و گرنه می توانست نهی نکند و هر کس مرتکب این اعمال شد او را در آتش بسوزاند و اینکار برای او بسی آسان بود.

(31)(ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئا تکم و ندخلکم مدخلا کریما):(اگر از گناهان کبیره ای که از آنها نهی شده اید اجتناب کنید ،ما ازبدیهای شما صرفنظر می کنیم و شما را به منزلگاهی گرامی داخلتان می سازیم )کلمه اجتناب از ماده (جنب )به معنای پهلوی آدمی است و انسان وقتی از چیزی متنفر باشد پهلوی خود را به آن کرده و سپس از آن دور می شود ،پس در حقیقت اجتناب به معنای ترک است و (کبائر) جمیع کبیره است ،یعنی گناهان کبیره درمقایسه با گناهان صغیره ،تکفیر از ریشه (کفر) به معنای پوشاندن می باشد ومنظور از (سیئات )گناهان صغیره است و (مدخل )اسم مکان می باشد و مراد از آن بهشت یا قرب الهی است و این وعده الهی نباید سبب جری شدن انسان نسبت به ارتکاب صغایر گردد، چون بی مبالاتی و کوچک شمردن و انجام صغائر باعث طغیان و سبک شمردن امر الهی می شود که این از بزرگترین کبائر است ، بلکه آیه دلالت می کند که اگر کسی خود را از ارتکاب گناهان کبیره سالم بدارد، خدا اورااز شر گناهان صغیره حفظ می کند و علت آنست که خداوند عالم به ضعف نفس انسان بوده و می داند که او جاهل است و لذا با این وعده ها قلبهای مرده رابه نور امید زنده می سازد و از علی علیه السلام نقل شده است که گناهان کبیره هفت مورد هستند: (شرک ، قتل نفس ، تهمت قذف (اتهام به زنان پاکدامن )، زنا،خوردن مال یتیم ، فرار از جنگ ، برگشت به کفر بعد از دوری از آن ). و حضرت رسول (ص ) فرمودند: با استغفار هیچ کبیره ای باقی نمی ماند و بااصرار هیچ صغیره ای صغیره نمی ماند، (اصرار بر صغیره منجر به کبیره می شود).

سوره 9. توبه ( توبه ) جزء 10 آيه 28 صفحه 191

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنيکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَکيمٌ(28)

ترجمه آيه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، محققا بدانید که مشرکان نجس و پلیدند و بعد از این سال (که عهدشان به پایان می‌رسد) نباید قدم به مسجد الحرام گذارند و اگر (در اثر دور شدن تجارت و ثروت آنها از شما) از فقر می‌ترسید خدا اگر بخواهد شما را به فضل خود (از خلق و از مشرکان) بی‌نیاز خواهد کرد، که خدا دانا و در کمال عنایت و حکمت است. (۲۸)

تفسير آيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(یا ایها الذین امنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعدعامهم هذا و ان خفتم عیله فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء ان الله علیم حکیم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، همانا مشرکان نجس هستند و بعد از امسال دیگر نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر از فقر می ترسید، بزودی خدا اگربخواهد از کرم خویش شما را بی نیاز می سازد، همانا خداوند دانا و درست کردار است )، (نجس ) هر چیز پلیدیست که نفس از آن متنفر باشد، و مشرکان درافکار و روش زندگی و از جهت اینکه با دین حق در ستیز هستند، نجس می باشند، پس آنها نباید نزدیک مسجد الحرام شوند، چون مسجدالحرام مطهر وپاکیزه است و آنان نجس و پلید هستند، لذا مؤمنان باید مانع از دخول آنان درمسجدالحرام شوند و این نجاست آنها به اعتبار ملاقات رطوبت نیست ، بلکه نجاست باطنی محسوب می شود، اما بعضی از مفسران نجاست آنان را ظاهری می دانند که در اثر ملاقات با رطوبت نجاست را منتقل می نمایند و مراد از (عامهم هذا) سال نهم هجری است که خداوند آیات برائت را نازل فرمود، و علی (ع ) به جای ابابکر آن را ابلاغ کرد که مشرکان حق طواف بصورت عریان را ندارند ونمی توانند حج بجا بیاورند و حضرت رسول (ص ) در این خصوص فرمودند :(این مطلب را غیر از من و مردی از خاندانم ، دیگری نمی تواند ابلاغ کند) و آنگاه می فرماید: اگر شما می ترسید که با تعطیل شدن حج آنها، بازارهایتان کساد شود و دچار فقر گردید، خداوند بزودی شما را از فضل خود بی نیازمی سازد و از فقر و گرسنگی ایمنی می بخشد، البته در صورتی که بخواهد چون اسباب به دست اوست ، و عالم نسبت به حالات شماست و در مورد احکامی که صادر می نماید حکیم و درست کردار است و براستی خداوند در وعده اش صادق بود، چون از مشرکان جز اندکی باقی نماندند.

سوره 12. يوسف ( یوسف ) جزء 12 آيه 19 صفحه 237

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى‏ دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى‏ هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَليمٌ بِما يَعْمَلُونَ(19) وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ کانُوا فيهِ مِنَ الزَّاهِدينَ(20)

ترجمه آيه: باری کاروانی آنجا رسید و سقّای قافله را برای آب فرستادند، دلو را به چاه فرستاد (همین که از آن چاه برآورد) گفت: به به از این بشارت و خوشبختی که رخ داده، این پسری است (که نصیب ما شده است). و او را پنهان داشتند که سرمایه تجارت کنند و خدا به آنچه می‌کردند آگاه بود. (۱۹) و او را به بهایی اندک و درهمی ناچیز فروختند و در او زهد و بی‌رغبتی نمودند. (۲۰)

تفسير آيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(و شروه بثمن بخس دراهم معدوده و کانوا فیه من الزاهدین ):(و اورا به بهایی ناچیز و درهمهایی اندک بفروختند و آنان در امر فروش وی بی اعتنابودند)، کاروانیان یوسف را به بهایی ناچیز که بسیار کمتر از قیمت اصلی وی بودفروختند، چون می ترسیدند خانواده اش پیدا شده و او را از دست بدهند، نسبت به او رغبتی نداشتند، بعضی از مفسران هم گفته اند برادران یوسف آمدند و ادعاکردند که این پسر برده ماست و او را به بهایی اندک به کاروانیان فروختند وکاروانیان چون اوضاع را مشکوک می دیدند در امر خرید یوسف بی رغبت بودند، اما ظاهر آیات با معنای اول سازگارتر است . (20)

سوره 16. النحل ( زنبور عسل ) جزء 14 آيه 14 صفحه 286

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : وَ هُوَ الَّذي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْکَ مَواخِرَ فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(14)

ترجمه آيه: و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتی‌ها را در آن روان بینی که سینه آب را می‌شکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزی طلبید، و باشد که شکر خدا به جای آرید. (۱۴)

تفسير آيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(و هو الذی سخر البحر لتاکلوا منه لحما طریا و تستخرجوا منه حلیه تلبسونها و تری الفلک مواخر فیه و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون ):(اوست که دریا را مسخر نموده تا از آن گوشت تازه بخورید و از آن زیوری استخراج کنید که آن را در بر می کنید و کشتی را می بینید که آب را می شکافد و تا از فضل وکرم خدا بجویید و شاید سپاسگزار شوید)،از این آیه به بعد فصل دیگری ازنعمات الهی را بر می شمارد که شامل دریاها، کوهها و شهرها و علائم وراههاست . می فرماید خداست که دریا را به خدمت گرفته تا از گوشت تازه آبزیان قابل اکل استفاده کنید و زینتهایی مثل مروارید و مرجان از آن استخراج کرده و آن رابرای زینت خود در بر نمایید و کشتی را می بینید که سطح آب را از چپ و راست می شکافد، وبه پیش می رود تا بعضی از ارزاق الهی را با سفرهای دریایی طلب کنید و در جستجوی مزید فضل و کرم خدا باشید و همچنین یکی دیگر از نتایج تسخیر دریا و حرکت کشتیها در آن ، این است که شاید شما شکرگزاری کنید،چون نعمات دریایی یک نعمت و فضل زیادتی است و خداوند آنقدر نعمت درخشکی به شما داده که شما را بی نیاز نموده ولی از آنجا که بشر در امرضروریات زندگی کمتر متوجه و متنبه نسبت به نعمات الهی می گردد، اما درخصوص نعمتهای زائد و بیشتر از حد ضرورت انسان بیشتر متوجه نعمت خدامی شود، خداوند این قسم نعمات را نیز در اخیار انسان قرار داده است .

سوره 24. النور ( نور ) جزء 18 آيه 37 صفحه 355

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إيتاءِ الزَّکاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ(37)

ترجمه آيه: پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیده‌ها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند. (۳۷) تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب کامل عطا فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید، و خدا هر که را خواهد روزی بی‌حد و حساب بخشد. (۳۸)

تفسير آيه: تفسیر المیزان – خلاصه

(رجال لا تلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکر الله واقام الصلوه وایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلب فیه القلوب والابصار): (مردانی هستند که تجارت و معامله آنهارا از یاد خدا و نماز خواندن و زکات دادن ، غافل نمی کند و از روزی که در آن دیده ها ودلها زیر و رو می شود، بیمناکند.)

سوره 35. فاطر ( آفریننده ) جزء 22 آيه 12 صفحه 436

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْکَ فيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(12)

ترجمه آيه: و خدا شما (نوع بشر) را (نخست مردی) از خاک بیافرید و سپس از نطفه (آن مرد دیگری را) خلق کرد و بعد از آن شما را جفت (مرد و زن) قرار داد، و هیچ زنی بار نگیرد و نزاید جز به علم و اراده او، و کسی عمر طولانی نکند یا از عمرش کاسته نشود جز آنکه همه در کتاب (علم ازلی حق) ثبت است و این (ضبط اعمار و آجال خلق) بر خدا بسیار آسان است. (۱۱)و هرگز آن دو دریا که آب این یک شیرین و گوارا و آن دگر شور و تلخ است یکسان نیستند، با وجود این شما از هر دو، گوشت تازه تناول می‌کنید و زیورها (چون لؤلؤ و مرجان) از آن استخراج کرده که در پوشیده و زیب و زیور تن می‌سازید، و در آن کشتیها روان بینی تا از فضل خدا (کسب و تجارت کرده و روزی) طلبید و باشد که شکر گزار (نعمتش) گردید. (۱۲) خداست که شب را درون پرده روز پنهان سازد و روز را درون پرده شب، و خورشید و ماه را مسخّر کرده که هر یک به مقدار معیّن و مدار خاصی می‌گردند، اوست خدای آفریننده و پروردگار شما، که همه ملک هستی از اوست، و به غیر او معبودانی که به خدایی می‌خوانید در جهان دارای پوست هسته خرمایی نیستند. (۱۳)

تفسير آيه: تفسیر المیزان – خلاصه

(ومایستوی البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج ومن کل تاکلون لحما طریا و تستخرجون حلیه تلبسونها وتری الفلک فیه مواخرلتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون) :(این دو دریا با هم یکسان نیستند، یکی شیرین و گوارا و دیگر شور وتلخ و شما از هر دوی آنها گوشت تازه گرفته ، می خوریدو اشیاء زینتی استخراج کرده ، می پوشید و کشتی ها را می بینی که در دریا آب رامی شکافند، تا شما از فضل خدا چیزی به دست آورید و شاید شکرگزار نعمتهای اوشوید.)(عذب ) یعنی آب پاکیزه و (فرات ) آبیست که سوز عطش را می شکند و خنک است . (سائغ ) یعنی آبی که از شدت گوارایی با سهولت به حلق فرو می رود. (اجاج )یعنی آب تلخ مزه و (ملح ) یعنی آب شور (لحم طری ) یعنی گوشت لطیف و تازه که منظور از آن در اینجا گوشت ماهی یا مرغان دریایی است .و مراد از (حلیه ) زینتهایی است که از دریا استخراج می کنند مانند مروارید ومرجان و انواع صدفهاهمچنانکه در جای دیگری می فرماید(یخرج منهما اللؤلؤوالمرجان (10) از آندو دریا مروارید و مرجان بیرون می آورد).معنای ظاهری آیه روشن است اما در واقع مؤمن و کافر را به دو دریای شیرین وشور مثال می زند و یکسان نبودن آنها را در کمال فطری بیان می کند، اگرچه که دربسیاری از خواص انسانی مشارکت دارند، ولی مؤمن بر همان فطرت اصلی خودش باقی است و بواسطه آن به سعادت دائمی در حیات اخروی نایل می شود ولی کافر ازآن فطرت منحرف شده و به زودی به کیفر اعمالش معذب می گردد.

سوره 45. الجاثيه (به زانو درآمده ) جزء 25 آيه 5 صفحه 499

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْريفِ الرِّياحِ آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ(5)

ترجمه آيه:

آن که آیات خدا را که بر او تلاوت می‌شود شنیده و بر تکبر و طغیان اصرار می‌کند چنانکه گویی هیچ آیات را نشنیده است، چنین کسانی را به عذاب دردناک بشارت ده. (۸) و چون از آیات ما چیزی بداند آن را به مسخره می‌گیرد، چنین مردم کافر را (در دنیا و آخرت) عذاب ذلّت و خواری مهیّاست. (۹) آنها را آتش دوزخ در پیش است و آنچه اندوختند هیچ آنان را نجات و رهایی ندهد و آنچه غیر خدا دوست گرفتند به کارشان نیاید و کیفر آنها بزرگ عذاب قهر خداست. (۱۰) این قرآن هدایت خلق است و آنان که به آیات خدای خود کافر شدند جزای آنها عذاب دردناک دوزخ است. (۱۱) خداست آن که برای شما دریا را مسخر گردانید تا کشتی به امر او (آسان) در آب جاری شود و از آن (به تجارت و سفر) از فضل خدا (روزی) طلبید و باشد که شکر نعمتش به جای آرید. (۱۲) و آنچه در آسمانها و زمین است تمام را مسخر شما گردانید و اینها همه از سوی اوست. در این کار نیز برای مردم با فکرت آیاتی (از قدرت الهی) کاملا پدیدار است. (۱۳)

تفسير آيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(واختلاف اللیل والنهار وما انزل الله من السماء من رزق فاحیا به الارض بعدموتها وتصریف الریاح ایات لقوم یعقلون ): (و در اختلاف شب و روز و رزقی که خدا از آسمان نازل می کند و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش زنده می سازد و درگرداندن بادها نشانه هایی برای اهل تعقل هست

سوره 61. الصف (رده، رج، ردیف، با نظم ‌و ترتیب ) جزء 28 آيه 10 صفحه 552

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجيکُمْ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ(10)تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(11)يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ يُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ(12)وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ(13)

ترجمه آيه: ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم؟ (۱۰) به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، که این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است. (۱۱) تا خدا گناهان شما ببخشد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشتهای عدن جاودانی منزلهای نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری بزرگ است. (۱۲) و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا (در جنگ) و فتح نزدیک (سپاه اسلام) است، و اهل ایمان را (به این دو نعمت) بشارت ده. (۱۳)

تفسير آيه: ) (یا ایها الذین امنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم ):(ای کسانیکه ایمان آورده اید، آیا می خواهید، شما را به تجارتی راهنمایی کنم که از عذابی دردناک نجاتتان می دهد؟)

(11)تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ):(به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید، این برای شما بهتر است ، اگر می دانستید)استفهام در این آیه جنبه پیشنهادی دارد و به معنای امر است .(تجارت )یعنی تصرف در سرمایه به منظور کسب سود، در این آیات ایمان و جهادتجارت محسوب شده ، تجارتی که سرمایه آن جان آدمی و سود آن نجات ازعذاب دردناک اخروی است (74).می فرماید: ای اهل ایمان آیا مایلید شما را به تجارتی عظیم الشأن راهنمایی کنیم که موجب نجات شما از عذاب دردناک است ؟ و چون هر عقل سلیمی در پاسخ این سئوال جواب مثبت می دهد در تقریر این تجارت می فرماید: این تجارت آنست که به خدا ورسولش ایمان بیاورید و اطاعت آنها را بر خود لازم بدانید و در راه خدا نهایت جد وجهد خود را بکار ببرید و از مال و جانتان دریغ نورزید، که همانا این ایمان وجهاد(مالی وجانی )برای شما بهتر است و ما خیر شما را در نظر داشته ایم ، اگر براستی ازاهل علم و تفقه باشید

(12) یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار و مساکن طیبه فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم ):(در این صورت خداوند گناهانتان رامی آمرزد و شما را وارد بهشتهایی می کند که از دامنه آن نهرها روان است و مساکنی پاکیزه و نیکو در باغهای جاودان دارد واین رستگاری عظیمی است.

(13) و اخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب و بشر المؤمنین ):(و سود دیگراین تجارت که مورد علاقه شماست ، نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است و تو ای پیامبر، مؤمنان را بشارت بده )می خواهد بفرماید: اگر به خدا و رسول ایمان بیاورید و در راه خدا با مال و جانتان مبارزه کنید، خدا تمام گناهانتان را می آمرزد و شما را وارد در بهشتهایی مستقر و دائمی می سازد که چنین و چنان است و این رستگاری عظیم است ، چون مؤمن در این معامله ،متاعی قلیل و ناپایدار می دهد، اما در مقابل زندگی دائمی و سعادت جاوید را می ستاند،در ادامه می فرماید: نعمت یا خصلت دیگری که بواسطه این تجارت به آن دست می یابیدو امریست که آن را دوست می دارید، نصرتی از جانب خدا و فتحی نزدیک است و درآخر می فرماید: مؤمنان را به مجموع اجر و ثواب در دنیا و آخرت بشارت بده .

سوره 62. الجمعه ( جمعه ) جزء 28 آيه 11 صفحه 554

موضوع: قرآن و تجارت

متن آیه : وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقينَ (11)

ترجمه آيه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه (شما را) برای نماز روز جمعه بخوانند فی الحال به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت رها کنید که این اگر بدانید برای شما بهتر خواهد بود. (۹)پس آن‌گاه که نماز پایان یافت (بعد از ظهر جمعه باز در پی کسب و کار خود رفته و) روی زمین منتشر شوید و از فضل و کرم خدا (روزی) طلبید، و یاد خدا بسیار کنید تا مگر رستگار و سعادتمند گردید. (۱۰) و این مردم (سست ایمان) چون تجارتی یا لهو و بازیچه‌ای ببینند بدان شتابند و تو را در نماز تنها گذارند؛ بگو که آنچه نزد خداست (یعنی ثواب آخرت و بهشت ابد) بسیار برای شما از لهو و لعب و تجارت (های دنیا) بهتر است و خدا بهترین روزی‌دهنده است. (در شأن نزول آیه جابر روایت کرد که قومی با رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نماز جمعه می‌خواندند، آواز طبل کاروان تجارت شنیدند، همه از پی تجارت و صدای لهو طبل رفتند جز هشت یا دوازده تن. رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: اگر این عده هم می‌رفتند عذاب خدا بر امت نازل می‌شد) (۱۱)

تفسير آيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(و اذا راوا تجاره او لهوا انفضوا الیها و ترکوک قائما قل ما عند الله خیرمن اللهو و من التجاره و الله خیر الرازقین ):(و زمانیکه در بین نماز از تجارت ولهوی خبردار می شوند، به سوی آن متفرق می گردند و تو را در حال خطبه سرپا رهامی کنند، بگو آنچه نزد خداست ، بهتر از لهو و تجارت است و خدا بهترین روزی دهندگان است )در روایت وارد شده که کاروانی از تجار وارد مدینه شد و آن روز، روز جمعه بود و مردم در نماز جمعه شرکت کرده بودند و رسولخدا ص مشغول خطبه نماز بود.کاروانیان به منظور اعلام ورود خود، طبل و دائره کوبیدند، مردم داخل مسجد نماز و رسول خدا ص را رها نموده و به جانب آنها متفرق شدند و این آیه شریفه به همین مناسبت نازل شد، خداوند به جهت آنکه مردم را به واسطه خطائی که مرتکب شدند تنبیه کند و بفهماند که عملشان چقدر قبیح بوده ، می فرماید: آنچه در نزد خداست ، یعنی ثوابی که خدا در برابر استماع خطبه و شرکت در نماز به شما عطا می کند، از این ساز ودهل و تجارت کاروانیان بهتر است ، چون ثواب خدا خیر حقیقی و دائمی و لایزال است ، به خلاف لهو و تجارت که اگر هم خیری داشته باشد زائل شدنی وباطل است و چه بسا خشم خدا را در پی داشته باشد و خدای متعال بهترین روزی دهندگان است و رزق ونعمت او دائمی است ، در حدیث وارد شده که وقتی کاروان شام به مدینه آمد، مردم ازگرد پیامبر ص پراکنده شدند و فقط 12 نفر پیرامون رسول خدا (ص) باقی ماندند وپیامبر ص فرمود: اگر این چند نفر باقی نمی ماندند، خداوند از آسمان سنگ بر ایشان می بارید و در همین زمان سوره جمعه نازل‌ شد.

سوره 2. بقره ( سنام القرآن_ رکن قرآن) جزء 3 آيه 282 صفحه 48

موضوع: حسابداري

متن آیه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْيَکْتُبْ بَيْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ کاتِبٌ أَنْ يَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَکْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ کانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ کَبيراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَکُمْ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (282)

ترجمه آيه: اي كساني كه ايمان آورده ايد، چنانچه در بين خود تجارتي به صورت نسيه انجام داديد و ديني به گردنتان افتاد، آنرا بنويسيد و يادداشت كنيد و به عدل بنويسيد.

تفسير آيه: یا ایها الذین امنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ):(ای کسانی که ایمان آورده اید هر گاه به یکدیگر وامی تا مدت معینی دادید آن رابنویسید...)(تداین )به معنای قرض دادن و قرض گرفتن است ، یعنی وقتی به یکدیگر قرض می دهید آن را روی کاغذ مکتوب نمایید تابعدا اشکال پیش نیایدو سند در دست داشته باشید،(ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ):(وباید نویسنده ای دربین شما آن را به درستی و عدل بنویسد)یعنی عدالت شرط لازم در معاملات دائر در امور جامعه است تا اساس اجتماع حفظ و رعایت گردد، (ولایاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب و لیملل الذی علیه الحق ):(وهیچ نویسنده ای نبایداز آنچه خدایش آموخته دریغ کند، پس حتما بنویسید و باید کسی که حق به عهده اوست و بدهکار می باشد، املاء کند)(املاءو املال )هردو به معنای آنست که کسی بگوید و دیگری بنویسد، دراینجا شخص قرض گیرنده باید املاء کند وکاتب بنویسد تا اقرار به حق داشته باشد، (ولیتق الله ربه و لا یبخس منه شیئا):(وباید از خدا که پروردگار اوست بترسد و چیزی از آن کم نکند)املال را با تقوی قرین نموده است تا به بدهکار یاد آوری کند که در روز قیامت به سوی خدا بازمی گردد و باید حساب پس دهد و حقوق را کم و زیاد نکند و چیزی از مال را کم نگذارد و حیف و میل ننماید، (فان کان الذی علیه الحق سفیها اوضعیفا او لایستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه بالعدل ):(پس اگر بدهکار سفیه و دیوانه یا ضعیف و کوچک است و یا نمی تواند املاء کند،سرپرستش باید به عدل املاء کند)یعنی در صورتی که بدهکار سفیه و صغیر و ناتوان بود باید کسی که عهده دار شئون اوست و بر او ولایت دارد به جای او املاء کند ،آنهم به عدل ، (واستشهدواشهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء):(و دو مرد از آشنایان را به گواهی بگیرید و اگر دو مرد در دسترس نبود، یک مرد و دو زن از گواهانی که خود شما دیانت و تقوایشان را می پسندیدشاهد بگیرید)این به جهت آنست که اگر یکی از آنها فراموش کرد، دیگری باشدکه او رابه یاد بیاورد، (ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذاما دعوا و لا تسئموا ان تکتبوه صغیرااو کبیرا الی اجله ):(تا اگر یکی ازدوشاهدفراموش کرد،دیگری به یادش آورد،و گواهان هر وقت به گواهی دعوت شدندنباید امتناع کنند و از نوشتن وام چه دراز مدت باشد و چه کوتاه مدت ،ملول نشوید)پس کسی که شهادت راکتمان کند قلبش گنهکار است (فمن یکتم الشهاده فانه اثم قلبه ):(80)،(لذا شاهدان نباید از ادای شهادت امتناع کنند و درضمن وام به هر صورت که باشد، باید مکتوب شود تا سندیت داشته باشد،(ذلکم اقسطعندالله واقوم للشهاده و ادنی الا ترتابوا):(که این نزد خدا درست تر و برای گواهی دادن استوارتر و برای تردید نکردن شما مناسبتر است ) چون به وسیله نوشتن خاطر شما آسوده می شود و جای تردیدی باقی نمی ماند،(الا ان تکون تجاره حاضره تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الاتکتبوها):(مگر آنکه معامله ای نقدی باشد که بین خودتان انجام می دهید، پس در ننوشتن آن حرجی بر شما نیست )و این امر برای تسهیل معاملات نقدی رایج بین مردم است ،(واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید):(وچون معامله ای کردید گواه بگیرید و نباید نویسنده و گواه زیان ببینند)،(و ان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقواالله ):(و اگر زیان رساندید، ضرری به خودتان است که از اطاعت خارج شده ایدو از خدا بترسید)چون ضرر زدن به گواهان مفسده ای است که به ضایع شدن حقوق می انجامد و تقوی در معاملات لازمه اش تقوی داشتن در عبادات است ،(ویعلمکم الله والله بکل شی ء علیم ):(و خدا شما را تعلیم می دهد و او به همه چیز داناست )کلامی است نو و مستانف که در مقام منت نهادن ذکر شده تابه مردم بگوید در مقابل نعمت اراده شرایع و مسائل حلال و حرام شکرگزار ومنت پذیر درگاه الهی باشند ،اما اینکه عده ای این آیه را دال براین مطلب گرفته اندکه تقوی سبب تعلیم الهی است ، صحیح نمی باشد، چون این آیه درصدد بیان این مطلب نیست ،بلکه ذکر این نکته است که خداوند به بندگان احکام و شرایع راتعلیم می دهد وجهتش هم این است که خداوند به همه چیز علم دارد.لذا دین مجموعه ای ازاحکام الهی است که با کمالات اخلاقی آمیخته بوده واز آنها جدا نمی شود و هدف از این احکام هم حفظ حقوق تمام افراد اجتماع است ،بدون آنکه با مقتضای فطری بشر در اموری که له یا بر علیه اوست منافات داشته باشد.(از نکات مورد توجه در این آیه آنست که دین مبین اسلام در زمانی که درتمام شبه جزیره عربستان تعداد افراد باسواد از انگشتان یک دست تجاوزنمی کرده بارها امر به نوشتن و املاء در هنگام قرض دادن یا قرض گرفتن وهمچنین در معاملات نموده است و این خود اعجازی در حفظ حقوق افراداجتماع میباشد)

سوره 2. بقره (سنام القرآن_ رکن قرآن) جزء 3 آيه 282 صفحه 48

موضوع: شاهد گرفتن در قراردادها

متن آیه : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَ لْيَکْتُبْ بَيْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ کاتِبٌ أَنْ يَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَکْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ کانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ کَبيراً إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَکُمْ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (282)

ترجمه آيه: ای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معیّن، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیّت املا ندارد ولیّ او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معیّن مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانه‌تر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شکّ و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بی‌اجر مانند)، و اگر چنین کنید نافرمانی کرده‌اید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور می‌کند و خدا به همه چیز داناست. (۲۸۲)

تفسير آیه : هنگامي كه يك كار مالي بين هم انجام مي دهيد دو مرد بالغ را به عنوان شاهد قراردهيد و اگر دو مرد وجود نداشت يك مرد و دو زن قرار دهيد.

سوره 2. بقره (سنام القرآن _ رکن قرآن) جزء 3 آيه 283 صفحه 49

موضوع: ضمانت نامه ( سفته، چك و ... )

متن آیه : وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلى‏ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ(283)

ترجمه آيه: و اگر در سفر باشید و نویسنده‌ای نیابید برای وثیقه دین گروی گرفته شود. و اگر برخی بعضی را امین داند (و به او امانت بسپارد) پس باید ادا کند آن امین آنچه را که به امانت گرفته است و از خدای خود بترسد (و به امانت خیانت نکند)، و کتمان شهادت ننمایید، که هر کس کتمان کند البته به دل گناهکار است و خدا از همه کار شما آگاه است. (۲۸۳) آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و اگر آنچه در دل دارید آشکار و یا مخفی کنید همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد، آن گاه هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بر هر چیز تواناست. (۲۸۴)

تفسیر آیه: تفسیر المیزان (خلاصه) :

((و ان کنتم علی سفر ولم تجدوا کاتبا فرهان مقبوضه) :( و اگر در سفربودید و نویسنده ای نیافتید ،پس باید گروی گرفته شود)،(رهان ) یعنی مالی که به گرو گیرند و (رهن ) هم به همین معناست ،(فان امن بعضکم بعضا فلیؤد الذی اؤتمن امانته و لیتق الله ربه ):(و اگر بعضی از شما بعضی دیگر را امین شمرد،امانت دار باید امانت او را بدهد و ازخدا وپروردگار خویش بترسد)تأکیدبرمسأله رد امانت است که اصلی بسیار مهم در ارتباطات اجتماعی است ، (ولاتکتموا الشهاده ومن یکتمها فانه اثم قلبه و الله بما تعملون علیم ):(و شهادت راکتمان نکنید که هرکس شهادت را کتمان کند دلش گنه کار است و خدا به آنچه می کنید داناست )در این آیه کتمان شهادت گناه دانسته شده است و باید مردم ازآن پرهیز کنند، این آیه و آیه قبل از آن قریب بیست حکم ازاحکام قرض و رهن و غیر آن از احکام معاملات را بیان نموده است .(284)

سوره 35 . فاطر (شکافنده ،آفریننده،آغازکننده در کار ) آیه 29 صفحه 437

موضوع : انفاق

متن آیه : إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ(29)

ترجمه آیه : آیت الله مشکینی : به یقین کسانی که کتاب خدا را همواره تلاوت می کنند و نماز را به پا داشته و از آنچه به آنها روزی کرده ایم نهان و آشکار انفاق نمودند ، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و زیان ندارد ،

تفسیر آیه : تفسیر نمونه

معامله پرسود با پروردگار! از آنجا که در آیه قبل به مقام خوف و خشیت عالمان اشاره شده بود در این آیه به مقام «امید و رجاء» آنها اشاره کرده، مى‏فرماید: «کسانى که کتاب الهى را تلاوت مى‏کنند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به آنها روزى داده‏ایم در پنهان و آشکار انفاق مى‏کنند، آنها امید تجارتى دارند که نابودى و فساد و کساد در آن نیست» (إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً یَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ.

بدیهى است که «تلاوت» در اینجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفکر و اندیشه نیست، خواندنى است که سر چشمه فکر باشد، فکرى که سر چشمه عمل صالح گردد، عملى که از یک سو انسان را به خدا پیوند دهد که مظهر آن نماز است، و از سوى دیگر به خلق خدا ارتباط دهد که مظهر آن انفاق است.
این انفاق گاهى مخفیانه صورت مى‏گیرد تا نشانه اخلاص کامل باشد «سرّا».
و گاه آشکارا تا مشوق دیگران گردد و تعظیم شعائر شود «علانیة».
آرى! علمى که چنین اثرى دارد مایه رجاء و امیدوارى است.
وجه دیگر این آیه را میتوان اینگونه استنباط کرد ..... کسانیکه شغلشان تجارت است برای دوری از ضرر و زیان احتمالی طبق آیه شریفه همواره بر سر این سه کار مداومت داشته باشند :

1. نماز اول وقت

2. تلاوت قرآن

3. و دادن صدقه

سوره 2. بقره (سنام القرآن _رکن قرآن) جزء 2 آيه 245 صفحه 39

موضوع: وام قرض الحسنه

متن آیه : مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ(245)

ترجمه آيه: كسي كه در راه خدا قرض الحسنه اي بدهد ثروتش مضاعف مي شود. كيست كه به خداوند وام نيكو دهد تا خداوند آن را براي او چندين برابر كند.

تفسير آیه : تفسیر المیزان (خلاصه) : )من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا ):(کیست که خدا را وامی نیکودهد؟)، خداوند برای ترغیب مردم به این عمل وام را به خودش نسبت داده است ،در حالیکه این وام در راه خداست ،(فیضاعفه له اضعافا کثیره و الله یقبض و یبصط و الیه ترجعون ):(پس خدا وام او را به چند برابر افزون کند و خداست که تنگی ووسعت می بخشد و شما بسوی او باز می گردید) و همچنین برای تشویق و تهییج مؤمنان برای آنکه قرض الحسنه بدهند، می فرماید: که آن را برای آنها دویا چند برابر می کند و قبض به معنای گرفتن چیزی و بسط به معنای مقابل آنست ،در بیان این سه صفت یعنی (قابض ، باسط و مرجع عباد) برای فهماندن این معناست که آنچه درراه خدا قرض بدهند هدر نمی رود و باطل نمی شود و هیچ بعیدنیست که به چند برابر تبدیل شود ،چون خدا قابض است ،یعنی خداست که این قرض را می گیرد و باسط است یعنی هر چه را بخواهد زیاد می کند و مرجع است ، یعنی شما به سوی او باز می گردید و آن مبلغ افزوده را پس می گیرید، آنهم بصورت تمام و کمال .

سوره 2. بقره ( سنام القرآن _ رکن قرآن) جزء 3 آيه261 صفحه 44

موضوع: صدقه

متن آیه : مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في‏ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ(261)

ترجمه آيه: مثل آنان كه مال خود را در راه خدا انقاق مي كنند، مثل كسي است كه دانه ي گندمي را در خاك مي نهد و از آن هفت خوشه و از آن خوشه صد دانه برداشت مي كند و خدا براي هر كه بخواهد بيشتر مي دهد.

تفسير آیه : تفسیر المیزان - خلاصه

(مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ):(مثل کسانی که اموالشان رادر راه خدا انفاق می کنند) منظور از (سبیل الله ) هر امری است که به رضایت خدای سبحان منتهی شود (کمثل حبه انبتت سبع سنابل ):(به مانند دانه ایست که از آن هفت خوشه بروید)سنبل در اصل به معنای (پوشاندن )است چون خوشه و سنبل دانه ها را درخود می پوشاند، (فی کل سنبله مائه حبه ):(در هر خوشه ای صد دانه باشد) و ایجاد چنین خوشه ای برای خداوند دشوار نیست و وجود آن هم محتمل است ، (و الله یضاعف لمن یشاء):(وخداوند برای هرکس که بخواهدمی افزاید و این مقدار را هم مضاعف می کند)چون امت مانند بدن واحدند و فقیرو غنی هر دو اجزای یک پیکر هستند و مانند دو دست در بدن اجتماع می باشند،(والله واسع علیم ):(و خداوند وسعت دهنده و بسیارداناست )چون خدا(واسع )است ،پس هرگز عطا و بخشش او تنگی نپذیرد و(علیم ) است وبرهمه نیات واعمال احاطه و آگاهی کامل دارد و جزای آن را به شایستگی می دهد و در مجموع عمل انفاق یک عمل بسیار مؤثر است ،یعنی وقتی یک فرد از جامعه یا عضوی ازاعضای پیکر اجتماع دچار نقص و فقر شد اگر اغنیاء و اعضای سالم وضع اورااصلاح کنند هم قلب او را از رذائل فقر پاک کرده اند،و هم چراغ محبت در دلش افروخته اند و هم او را در ارائه عملکرد صحیحش نشاط و توان بخشیده اند، و در واقع این انفاق باعث اصلاح وضع همه اجتماع می شود و اگر انسان برای رضای خدا انفاق کند ،فواید معنوی بسیار عاید او می گردد.

سوره 2. بقره (سنام القرآن_ رکن قرآن) جزء 1 آيه 41 صفحه 7

موضوع: كم فروشي

متن آیه : وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ وَ لا تَکُونُوا أَوَّلَ کافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتي‏ ثَمَناً قَليلاً وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ(41)

ترجمه آيه: و به قرآنی که فرستادم ایمان آورید که تورات شما را تصدیق می‌کند، و اوّل کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای اندک نفروشید، و تنها از قهر من بپرهیزید. (۴۱)

تفسير آيه: ( تفسیر المیزان خلاصه ) : (وامنوا بما انزلت ):(و ایمان بیاورید به آنچه نازل کردم )یعنی به آنچه برمحمد(ص )نازل کردم (قرآن )ایمان بیاورید،(مصدقالما معکم ):(درحالی که قرآن کتابی را که نزد خود شماست تأیید میکند)چون دین خدا واحد است و آن اسلام است و آنچه در قرآن آمده ، تورات حقیقی را که از تحریف مصون مانده تصدیق می کند،(ولاتکونوا اول کافربه ):(و شما نخستین منکر آن نباشید)،چون اسلامی که محمد(ص )آورده همان دین واحد خداست ،درآخرین حد نهایی خویش و همانا امتداد سایر رسالات الهی است ،(شرع لکم من الدین ماوصی به نوحاوالذی اوحینا الیک )(37)،(ما دینی را برای شما تشریع کردیم که به نوح و سایرپیامبرانی که به تو وحی کردیم ،تشریع کرده بودیم )،(ولاتشتروا بایاتی ثمناقلیلا):(و آیات مرا به بهای اندک مفروشید)چون آنان برای کسب بهای اندک دنیوی احکام خدا راتحریف کردند و اصولا چه بهایی می تواند ارزش کلام الله را داشته باشد؟ و این آیه وصف احبار یهودی است که برای آنکه ریاست خود رااز دست ندهند راه خدا را تغییر می دهند تا از منافع مادی بهره مند شوند و ازبندگان خدا سوء استفاده کنند و به این ترتیب دین در نزد آنها چون حرفه وصناعتی می شود نه یک ایمان و عقیده ترقی بخش و راهگشا(و ایای فاتقون ):(واز من پروا داشته باشید)یعنی ازغضب من بترسید.

سوره 2. بقره (سنام القرآن_ رکن قرآن ) جزء 1 آيه 34 صفحه 6

موضوع: دشمني انسان به يكديگر

متن آیه : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرينَ(34)

ترجمه آيه: و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید. (۳۴)

تفسيرآيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(و اذ قلنا للملئکه اسجدوا لادم فسجدوا):(و زمانی که به ملائکه گفتیم سجده کنید آدم راپس سجده نمودند) ،توضیح آنکه عبادت آنست که عبد خودرا درمقام عبودیت و بندگی قرار دهد و آن رابا اطاعت اثبات کند و عبادت اظهارمولویت مولی در همه امور است و هر زمان این اظهار شدیدتر باشد عبودیت تعین بیشتری می یابد و از واضح ترین مظاهر عبودیت سجده کردن است ،(الاابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین ):(جز ابلیس که ابا کرد و تکبر ورزید واو ازکافران بود)،پس سجده ملائکه برای آدم اطاعت امر خدا بود و اظهارعبودیت به او و اباکردن ابلیس با عبودیت منافات داشت ،پس ابلیس کفر باطنی خودرا ظاهر نمود.

سوره 2. بقره (سنام القرآن_ رکن قرآن) جزء 1 آيه 37 صفحه 6

موضوع: استجابت توبه

متن آیه : فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ(37)

ترجمه آيه: پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت، زیرا خدا بسیار توبه‌پذیر و مهربان است. (۳۷)

تفسيرآيه: تفسیر المیزان – خلاصه

(فتلقی ادم من ربه کلمات فتاب علیه ):(پس آموخت آدم ازپروردگارش کلماتی را و بسوی او توبه نمود)،(تلقی ) به معنای آموختن به وسیله تلقین می باشد و این ، گرفتن کلام با فهم و دریافت درست است و همین آموختن توبه را برآدم (ع ) هموار نمود وازاینجا ظاهر می شود که توبه دو قسم است ،یکی توبه ای ازجانب خدا که آن ، برگشت بسوی بنده است با رحمت و دیگری توبه ای ازجانب بنده و آن بازگشت بسوی خداست با استغفار و ترک معصیت ومتعاقب آن توبه ای از جانب خداست به پذیرش و قبول توبه بنده ،پس توبه بنده پیچیده و محفوف است بین دو توبه از پروردگارش ،(ثم تاب علیهم لیتوبوا)(35)(خدابسوی آنها توبه کرد تا توبه نمودند)، چون همانا ازجمله اسمائی که آدم ازخداوند فرا گرفت کاری بود که گنه کار را هنگام گناه مفید واقع می شود و شایدآموختن و تلقی او ازپروردگار به چیزی ازآن اسماء مربوط باشد ،و آدم پس ازارتکاب آن امر هبوط یافت اما اگر آدم در همان مهبط خود باقی می ماند ،هلاک می شد و اگر به سعادت اولی خود باز می گشت ،نفس خود را به تعب افکنده بود،پس در هر حال به نفس خود ستم کرد، جز اینکه با همین عمل خود را در مسیرسعادت و در طریق کمال قرار دادکه اگر این عمل را نمی کرد و به زمین نازل نمی شد متوجه ذلت و مسکنت و قصور خویش نمی گردید و لذت توبه رانمی یافت و به آن سعادت و کمال نمی رسید و بدون برخورد با رنج و زحمت مادی ارزش روح و راحت در جوار رب العالمین را در نمی یافت ، چون توبه همان راهی است که آن را برای هدایت به روی بشر گشودند و به دنبال همین راه و هدایت بود که در هرعصری ،دینی و ملتی برای بشر تشریع شده ،لذا هبوط آدم امری تکوینی بود که لازمه اش نزدیکی وی به درخت ممنوعه بود، مانند اینکه لازمه کشته شدن ، سم خوردن یابه آتش سوخته شدن است یا لازمه دخول درآتش ترک صلاه است ،(انه هو التواب ): همانا اوست آمرزنده چون با مغفرت خویش بسوی بنده باز می گردد،(الرحیم ):و مهربان است به سبب این مغفرت نسبت به بندگانش )(36)

سوره 2. بقره (سنام القرآن _ رکن قرآن) جزء 1 آيه 54 صفحه 8

موضوع: استجابت توبه

متن آیه : وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَيْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ(54)

ترجمه آيه: و (یاد کنید) وقتی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، شما به نفس خود ستم کردید که (به جهالت) گوساله پرست شدید، اکنون به سوی آفریدگارتان باز گردید و (به کیفر جهالت خود) به کشتن یکدیگر (گنهکاران) تیغ برکشید، این برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهترین (کفّاره عمل) است. آن گاه از شما در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر و مهربان است. (۵۴)

تفسيرآيه: تفسیر المیزان - خلاصه

(واذقال موسی لقومه یاقوم انکم ظلمتم انفسکم باتخاذکم العجل ):(وزمانی که موسی به قوم خود گفت : ای قوم شما با گوساله پرستی به نفس خودث ستم کردید)چون خداوند شایسته تر است که عبادت شود(فتوبوا الی بارئکم ):(پس باز گردید بسوی خالق خود و ایجاد کننده خود) (باری ء) از ریشه (برأ)می باشد که یعنی جدا کرد، چون خدا خلق را از عدم جدا می کند،یا انسان راازخاک جدا می کند(فاقتلوا انفسکم ):(پس بکشید یکدیگر را)منظور آن بود که گوساله پرستان گناهکار و عاصی کشته شوند که امری امتحانی بود و قبل ازکشته شدن همه گناهکاران توبه آنها پذیرفته شد(ذلکم خیر لکم عند بارئکم ): (این عمل نزد خالق شما ،برای شما بهتر است )اضافه کردن ضمیر(کم )برای اشعار به خصوصیت است تا محبت خود را در دلهای آنها برانگیزدو این عمل کفاره توبه کنندگان کشته شده بود(فتاب علیکم ):(پس خداوند بسوی شما بازگشت ) توبه آنهارا پذیرفت ، به وسیله برداشتن حکم قتل ، چون قتل امتحان بود برای قاتلان که چرا باگوساله پرستان گناهکارنجنگیده اند و با آنها دشمنی و قهر و خصومت نکرده اند،(انه هو التواب الرحیم ): (همانا خدا توبه پذیر و مهربان است )،خداوند گناه یک عده را به همه نسبت داد،با اینکه ازبعضی ازآنها صادر شده بود،برای اینکه همه آنها دارای قومیت واحد بودند و بعضی دیگر به عمل آن عده راضی شدند و بخاطر همین وحدت کلی ، فعل عده ای از آنها را به همه آنهانسبت داد،البته همه آنها گوساله پرست نشدند و همه آنها انبیاء را نکشتند ،پس امر(فاقتلو انفسکم )یعنی گنه کاران رابکشید و آیه دلالت دارد که خداوند توبه آنهاراپذیرفت ،قبل از آنکه همه آنها که گنه کار بودند کشته شوند و این یک امرامتحانی بود نظیر آنچه در قصه رؤیا دیدن ابراهیم (ع )و امر به ذبح اسماعیل (ع )واقع شد.

سوره 89 فجر ( سپیده دم ) جزء 30 آيه 20 صفحه 593

موضوع: انسان و مال اندوزي

متن آیه : وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا(20)

ترجمه آيه: و سخت فریفته و مایل به مال دنیا می‌باشید (و به ثواب آخرت هیچ نمی‌پردازید). (۲۰)

تفسير آيه: تفسیر المیزان (خلاصه) : (و تحبون المال حبا جما):(و مال را بسیار زیاد دوست می دارید)می فرماید: هرگز چنین نیست که توانگری ، کرامت و فقر، مذلت باشد، بلکه شما نه یتیم را احترام می کنید ونه یکدیگر را به دادن صدقه بر مساکین تهی دست تشویق وسفارش می کنید و هر مالی را که بدستتان برسد بی پروا می خورید ،حلال باشد یا حرام ، وسهم دیگران را هم به سهم خود می افزائید و حتی مال یتیم را هم تصرف می کنید ومنشاء این رفتار شما این است که مال و ثروت را بسیار دوست می دارید (و در راه کسب آن مرتکب هر عملی می شوید)(20)

سوره .... مزمل آیه 20 صفحه 575

متن آیه : إِنَّ رَبَّکَ يَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَکَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْکُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ

ترجمه آیه: آیت الله مشکینی

به یقین پروردگار تو می داند که تو نزدیک به دو سوم شب و ( گاهی ) نصف آن و ( گاهی ) یک سوم آن را ( برای نماز و عبادت ) به پا می خیزی و هم چنین گروهی از کسانی که با تواند و خداست که شب و روز را ( به واسطه تنظیم حرکت وضعی زمین در برابر خورشید ) اندازه می دهد ، او می داند که شما هرگز آن را ( مقدار دو سوم ، نصف و یک سوم شب ها را به دقت در تمام فصول ) حساب فراگیر نتوانید نمود ، پس بر شما عطف توجه کرد ( و تخفیف داد ) اکنون آنچه از ( نماز شب و ) قرآن میسّر شود بخوانید ، او می داند که به زودی برخی از شما بیمار خواهند بود و گروهی دیگر در طلب روزی خدا مسافرت می کنند ، و گروهی دیگر در راه خدا به کارزار می پردازند ، پس ( در شب ها ) هر چه از قرآن میسر شد بخوانید ، و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و خدا را قرضی نیکو دهید و آنچه از عمل خیر برای خود پیش می فرستید آن را در نزد خدا نیکوتر و با پاداشی بزرگ تر خواهید یافت. و از خدا طلب آمرزش کنید ، زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

تفسیر آیه :

اشاره به آن دارد که خداوند از شب بیداری های پیغمبر آگاه است و به او توصیه میکند در این اوقات فراغت تا میتواند قرآن بخواند و اصرار میورزد که این سه گروه بیشتر از قشر های جامعه به تلاوت قرآن محتاجند:

  • دسته اول مریض هایی که در بستر بیماری افتاده اند
  • دسته دوم کسانی که به شغل تجارت و کسب و کار مشغولند
  • دسته سوم به کسانی که شغل نظامی و وظیفه دفاعی دارند اطلاق میشود

 

http://tanzil.net/?locale=fa_IR#trans/fa.ghomshei/2:41

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&amp:SOID=4&amp:AYID=34&amp:TPIV=T2

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&amp:SOID=89&amp:AYID=20&amp:TPIV=T1

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&amp:SOID=35&amp:AYID=29&amp:TPIV=T1

 

  • هیچ نظری یافت نشد.

ارسال نظر

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
با شرایط و قوانین.

برای مشاهده بهتر سایت از مرورگرهای پیشرفته استفاده کنید.

Mozilla Firefox 4+ , Google Chrome 10+ , Opera 6+ , IE 8+

فایرفاکسکروم

  • مطالب محبوب
  • مطالب پربازدید
16 تیر

ثبت سفارش

منظور از ثبت سفارش كالا : ثبت آماری و کنترل ضوابط فنی برای کالاهای وارداتی توسط دولت ميباشد و با ...

ادامه مطلب...
20 ارديبهشت

بیمه کالا

مدیریت بیمه های باربری شركت سهامی بیمه به منظور جبران خسارات ناشی از حمل و نقل اقدام به صدور انواع ...

ادامه مطلب...
14 ارديبهشت

حمل و نقل

اهداف كلی و راهبردهای كلان بخش حمل و نقل جاده‌ای 1-ارتقاء سطح ایمنی و برقراری تسهیلات امدادرسانی ...

ادامه مطلب...
07 ارديبهشت

خدمات مهندسی

امروزه که اکثر شرکت های بزرگ درگیر پیدا کردن شرکت های خدمات مهندسی هستند که کارشان را به صورت حرفه ...

ادامه مطلب...
31 فروردين

بازارچه خیریه

از آنجا كه اعتقاد داريم كه كار خير موجب بركت در كار مي شود بر آن شديم سايتي طراحي نمائيم كه درصدي ...

ادامه مطلب...
26 فروردين

برگزاری مسابقات ورزشی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. ...

ادامه مطلب...

نظرات کاربران

مهمان - حمیدرضا اسدی
با سلام ؛ همه مطالب عالی و خوب ولی اگه میشد مطالب رو بتونیم در قالب یک فایل دانلود کنیم خیلی خوب میشد

آدرس دفتر مرکزی

  • تهران - میدان هفت تیر - خیابان قائم مقام - کوچه نگین (نبش داروخانه اعتمادی)
    پلاک 4 - طبقه 3 - واحد 11
  • شماره تماس: 09121008105
  • tantak-email

 

درباره کانون تن تاک

کانون تن تاک با چندین سال سابقه درخشان و با تحقق شعار احترام به مشتری توانسته است به لطف خداوند متعال پروژه های مختلفی را با موفقیت به پایان برساند. اکنون به مدد تجربه و استفاده از تکنولوژی های نوین تبلیغاتی و همچنین با به خدمت گرفتن کارشناسان متخصص آماده ارائه خدمات به سایر نهادها، سازمانها و شرکتها می باشد. بیشتر آشنا شوید

آدرس دفتر بازار

  • تهران - خیابان خیام (مترو پانزده خرداد) - کوچه حمام - پاساژ ثابت
    طبقه دوم - واحد 5
  • شماره تماس: 55154002

عضویت در خبرنامه

اخبار و مطالب جدید را در ایمیل خود داشته باشید
تمام حقوق این سایت متعلق است به کانون تن تاک با شماره ثبت: 2479
هم اکنون 19 مهمان و 7 عضو آنلاین هستند

جستجوی پیشرفته